حنان جونحنان جون، تا این لحظه: 21 سال و 6 ماه و 6 روز سن داره
وبلاگ ما(روچک)وبلاگ ما(روچک)، تا این لحظه: 12 سال و 4 ماه و 19 روز سن داره

❀♥روچـــــــــک♥❀

بهمن ماهی که گذشت..

1394/12/2 0:20
نویسنده : *مامان فرزانه*
452 بازدید
اشتراک گذاری

niniweblog.com

لبخند تو....

معجزه ی شیرینی است...

که رویای بهشت را...

دردل آدم..

زنده میکند...

سلام

سلام

صدتاسلام به پسر ناز خودم

امیدوارم زیر سایه حق سلامت باشی؛این روزها کمتر فرصت میکنم بیام

ووبلاگت رو به روز کنم.آخه تمام وقتم برای شما پرمیشه.

ماه بهمن هم مثل برق اومدو رفت مثل قبل باشگاه و کلاس زبان میری.این

روزهاکلاس ریاضی هم اضافه شده چون معلمتون آقای حسینی تمام

تمرینات رو حل نمیکنه ماهم وبعداز دوبار صحبت کردن به نتیجه نرسیدیم

مجبور شدیم به مدیر مدرسه گفتیم ایشونم چون با بابا دوست هستن آدرس

دخترشون رو دادن درهفته یه جلسه دوشنبه ها میری کلاس.ماهرکاری برای

پیشرفتت میکنیم.از مدرسه که میای بعد خوردن ناهاروکمی کار با تبلت یکسره

 تکالیف انجام میدی و کلی تحقیق و کاردستی میبری مدرسه وسخت با

 دوستانت برای گرفتن امتیاز در رقابتی.این سعی و تلاشت رو خیلی دوست

  دارم.حتی سوره هارو حفظ کردی و بامانماز میخونی هزارآفرین به پسر ناز

خودم.بوووووس

چندروز قبل میگفتی تبلتت کندشده و میخوای فلش کنی.از بابا اجازه پرسیدی

وچون مهندس کوچولوی خونه ی ماهستی با کمک عمو امیر فلش کردی.باز

یه مشکلی داشت عمو گفت اندرویدش رو ارتقابده که نمیدونم چه اشتباهی

شد تبلت اصلا روشن نشد.بردم دادم عمو اما درست نشد.خلاصه بابا برد

پیش دوستش برامون درست کردبهتراز اول.اما خیلی ترسیده بودی.برات

یه تجربه هم شد که فکر نکنی میتونی همه کار انجام بدی.حتی یه روز

بردنتون از طرف مدرسه سینما گوشی قدیمی منو بردی و هی برام زنگ

میزدی تا اینکه از دستت افتاد و ال سیدیش ضربه دید.یعنی دریک روز دو

بار بد آوردی.بیچاره بابا هیچ حرفی نزد اما براش نامه نوشتی که باباجون

من اشتباه کردم و اینایه اتفاق بوده!!

حالا بریم سراغ چندتاعکس یادگاری

ادااااااااامه

یه روز که رفته بودیم انزلی

اینم از نظریه معلم درموردشما که توی جلسه به ما دادن و من فوری ازش

عکس گرفتم

هروقت به بهانه ای بابا رو میبری شهر قلم و خرید میکنی.ومنم قرمیزنم چیزی که

نیاز نداری نخر!!

روزی که میرفین سینما تنها مادری بودم سر صبح اونجابودم و تا وسط راه همراهتون

بودم

شماوآقای حسینی

نامه هایی که برای بابا مینویسی وقتی بیاد ببینه برات تحقیقاتت رو ببره پرینت بگیره

گاهی غلط املایی داری!!

منو بابا خیلی دوستت داریم مهندس کوچولوی مممممن

niniweblog.com

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)